به نام حامی پرستوهای بی آشیانه![]()
ویرایش:سلام خوبید؟ببخشید اون چیزی که در مورد صفحه آخر نوشتم کشکی هست و منبع موثق نداره نظر هم بدید بای بای![]()
راستی پیشاپیش سال ۱۳۸۶ رو به همه تبریک میگم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام خوبید؟خوش میگذره؟چه خبرا چه کار ها میکنید؟بی خیال این ها امروز میخوام داستان بزارم اون هم داستان های باحال خوب اولین داستان هری پاتر و فرستاده مردگان هست میتونید از این زیر دانلود کنید:![]()
فصل1 فصل2 فصل3 فصل4 فصل5 فصل6 فصل7 فصل8 فصل9
خوب داستان قشنگی هست داستان بعدی هری پاتر و جادوگران ارباب هست این رو هم میتونید دانلود کنید:![]()
داستان بعدی هری پاتر و گوی باستانی هست این رو هم میتونید دانلود کنید:![]()
این داستان هم قشنگ هست حالا داستان بعدی هری پاتر و قدرت برتر دانلود کنید:![]()
داستان بعدی هری پاتر و هویت واقعی میتونید این زیر دانلود کنید:![]()
این هم از داستان ها در ضمن باید بگم که نویسنده داستان های هویت واقعی٬قدرت برتر و جادوگران ارباب the best wizard عزیز هستند
این رو من در وبلاگ آلبوس و هری دیدم نمیدونم واقعی هست یا نه ولی من برای شما میزارم که بخونید:
*****
فصل آخر٬صفحه آخر هری پاتر و قدیسین مرگبار
هری فرو افتاد اما قبل از اینکه بدنش به زمین بخورد مرده بود.
جینی ویزلی دختر معشوقه اش که پا به پای او تمام مراحل شکل گیری طلسم مرگبار را پیموده بود کمی آنطرف تر جان می داد.
ابرهای تیره ی آسمان کم کم کنار می رفتند و پرتوهای طلایی رنگ خورشید چون عمودهایی روشن منظره ی کولاک زده و برفی کوهستان را گرم می کرد.
برف که تا دقایقی پیش بی امان می بارید اکنون بلور بلور بر روی صورت مات و سرد همچون یخ هری می نشست.
چیزی در صورت هری تغیر می کرد، حتی حالا که مرده بود.
ولده مورت خم شد، آنقدر که با فاصله ی چند سانتی متر صورت هری را بررسی می کرد. لبخندی سفیهانه بر روی لب هایش شکل می گرفت. لحظاتی بعد قه قهه ای احمقانه سر داد و در حالیکه دیوانه وار خود را تکان می داد و جست و خیر می کرد به سمت انتهای دره پیش رفت. چند دقیقه بعد صدای پژواک نعره اش همه ی دره را پر کرد. مطمئنا هیچ کس نمی توانست از آن ارتفاع جان سالم بدر ببرد.
جینی ویزلی هم دیگر تکان نمی خورد. برف تمام بدن او و هری را پوشانده بود. هری بچه تر از اونی که سابقا نشان می داد شده بود. صورتش کاملا تغیر کرده بود و اکنون هیچ جز از صورتش مانند سابق نبود. هیچ چیز بجز زخمش !
******
خوب من نمیدونم این ها واقعی بود یا نه به هر حال در جواب اون دوستانی که گفته بودند فصل۸ جادوگران ارباب رو درست کن باید بگم که درستش کردم
از مهدی٬ لردولدمورت٬امیر٬جک اسپرو٬ الاسر و مرجان که نظر دادند ممنون
راستی مرجان خانوم عوضش کردم
کاری ندارید؟من باید برم نظر بدید
بای بای![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

